سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
137
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
كه در نفاق با يكديگر داشتند به نزد أبو بكر آمد وشفاعت كرد كه أو را رخصت دخول مدينه بدهد ، أبو بكر رخصت نداد ، وچون عمر خليفه شد باز استدعا كرد عمر نيز راضى نشد ، چون خود خليفه شد أو را وأمثال أو را به اعزاز واكرام در مدينه آورد ، وهر چند أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وزبير وطلحه وسعد وعبد الرحمن وعمار وساير صحابه در اين باب با أو سخن گفتند وبر عمل أو انكار كردند ، فايده نكرد ، واين عمل مخالف سنت حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود ومخالف سيره شيخين كه شرط كرده بود كه به طريقه ايشان عمل كند . ( 1 ) انتهى . وما مىگوييم : هرگاه حضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) وطلحه وزبير وسعد بن ابىوقاص وعبد الرحمن وعمّار ياسر - كه نزد أهل سنت از اجلاى صحابه بودند - وعايشه - كه مجتهده صديقه بود ! - عثمان را بر اين حركت ناشايسته طعن وملامت نمودند وهيچ عذر أو را در اين باب مقبول نداشتند پس تأويلات واهية بارده مخاطب وپيشوايان أو باطل محض باشد وأصلا قابل سماعت نه . وعثمان چنانكه در ردّ حَكَم بن أبي العاص مخالفت صريح فعل آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده ، همچنان در اين باب از أو مخالفت صريح قول آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) سرزده ; زيرا كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) صحابه خود را از
--> 1 . حقّ اليقين : 259 - 260 .